حکمرانی بنگاهی در دنیای مدرن، با چالشهای پیچیدهای مواجه است. از تفکیک مالکیت و کنترل در بنگاهها تا تضاد منافع میان سهامداران و مدیران، این یادداشت نگاهی به مشکلات اساسی حکمرانی بنگاهی دارد. در این تحلیل، علاوه بر چالشهای نظارتی و اخلاقی، بر اهمیت شفافیت و مسئولیت اجتماعی بنگاهها تأکید میشود و راهکارهایی برای بهبود حکمرانی در عصر حاضر ارائه میشود.
حکمرانی بنگاهی یکی از پیچیدهترین و در عین حال حساسترین ابعاد اداره شرکتها و بنگاهها است. این حوزه از زمانی که بنگاههای بزرگ اقتصادی در قرن بیستم پا به عرصه وجود گذاشتند، دچار تحولات عمدهای شده است. در این یادداشت، به جای پرداختن به اصول و مفاهیم تئوریک حکمرانی بنگاهی، به چالشهای موجود در این حوزه، نحوه تعامل بین سهامداران و مدیران، و همچنین تبعات اجتماعی و اخلاقی آن خواهیم پرداخت.
از مالکیت به مدیریت: تحولی در ساختار بنگاهها
یکی از مهمترین ویژگیهای بنگاههای مدرن این است که مالکیت و کنترل از یکدیگر تفکیک شدهاند. در گذشته، بسیاری از بنگاهها تحت مالکیت افراد یا گروههای کوچک قرار داشتند و مالکین بهطور مستقیم بر اداره امور بنگاه نظارت میکردند. اما با پیچیدهتر شدن فعالیتهای اقتصادی و افزایش اندازه بنگاهها، بهویژه در ایالات متحده و بریتانیا، این شیوه دیگر کارآمد نبود.
در این مدل جدید، سهامداران که بهعنوان مالکان اصلی بنگاهها شناخته میشوند، نه تنها هیچ نقشی در تصمیمگیریهای روزانه ندارند، بلکه بهطور معمول از درک دقیق از نحوه عملکرد بنگاه خود نیز محروم هستند. این تغییر موجب شد تا مدیریت بنگاهها به تیمهای حرفهای از مدیران اجرایی سپرده شود که مسئولیت هدایت و تصمیمگیریهای کلیدی را بر عهده دارند.
این تفکیک مالکیت از کنترل، اگرچه کارایی بیشتری در مدیریت بنگاهها به وجود آورد، اما در عین حال به بروز مشکلاتی نیز منجر شد که یکی از آنها به تضاد منافع میان سهامداران و مدیران مربوط میشود.
تضاد منافع: چالشی که نمیتوان نادیده گرفت
در ساختارهای مدرن حکمرانی بنگاهی، مدیران اجرایی در عمل از دستمزد خود بهرهبرداری میکنند و نه از منافع سهامداران. این بدان معناست که آنها بهطور طبیعی تمایلی به جلب رضایت سهامداران ندارند. این تضاد منافع به شکاف میان اهداف مدیران و انتظارات سهامداران تبدیل شده است.
مدیران ممکن است بهجای اینکه تمام تلاش خود را برای افزایش سودآوری و منافع سهامداران بهکار گیرند، روی منافع شخصی خود متمرکز شوند. این امر زمانی که هیچ نظارت دقیقی از سوی سهامداران بر عملکرد مدیران وجود نداشته باشد، میتواند به مسائل عمدهای از جمله فساد مالی، تصمیمات غیرشفاف و حتی ورشکستگی بنگاه منتهی شود.
این تضاد منافع نه تنها در سطح بنگاههای خصوصی، بلکه در بسیاری از شرکتهای بزرگ و دولتی نیز قابل مشاهده است. هرچند که ممکن است هیئت مدیره بهعنوان نهاد نظارتی وارد عمل شود، اما بسیاری از اوقات این نظارتها ناکافی بوده و بهویژه در مواقع بحرانی، نتایج مطلوبی به همراه ندارد.
حکمرانی با شفافیت: کجا اشتباه کردیم؟
در دنیای امروز که شفافیت و پاسخگویی یکی از ارکان اصلی موفقیت شرکتهاست، بسیاری از بنگاهها همچنان در مسائل نظارتی ضعیف عمل میکنند. در حالی که هیئت مدیرهها بهطور معمول موظف به نظارت بر عملکرد مدیران هستند، بسیاری از این هیئتها به دلیل ارتباطات غیررسمی و روابط نزدیکی که با مدیران دارند، قادر به اعمال نظارت مؤثر بر تصمیمات مدیران اجرایی نمیشوند.
این نارسایی در نظارت، بهویژه در زمانی که بخشی از اعضای هیئت مدیره خود از مدیران اجرایی هستند، باعث میشود که فرآیند تصمیمگیری در شرکتها بهجای اینکه در راستای منافع سهامداران باشد، بیشتر به نفع مدیران اجرایی و اعضای داخلی هیئت مدیره رقم بخورد. به همین دلیل، شفافیت در گزارشدهی مالی و فرآیندهای تصمیمگیری باید بهعنوان یک اولویت اساسی در حکمرانی بنگاهی در نظر گرفته شود.
نقش هیئت مدیره: نظارت یا مشارکت؟
هیئت مدیرهها بهعنوان ابزار اصلی نظارت بر شرکتها شناخته میشوند. اما در عمل، آنها نقش بسیار پیچیدهتری ایفا میکنند. هیئت مدیره نه تنها باید بر عملکرد مدیران نظارت کند، بلکه باید در طراحی استراتژیهای بلندمدت بنگاه نیز مشارکت داشته باشد.
بسیاری از بنگاهها به این دلیل دچار مشکلات در حکمرانی میشوند که هیئت مدیرهها فقط بهعنوان نهاد نظارتی عمل کرده و از فرایندهای مشارکتی و مشورتی برای تصمیمگیریها غافل میشوند. اگر هیئت مدیرهها بتوانند با یک رویکرد جامعتر و با در نظر گرفتن تمامی ابعاد عملکردی بنگاه، در سیاستگذاریها و تصمیمگیریها دخالت کنند، احتمالاً میتوانند به حل بسیاری از مشکلات و تضادهای موجود کمک کنند.
مسئولیت اجتماعی بنگاهی: وظیفهای فراتر از سودآوری
امروزه، بنگاهها تنها به دنبال حداکثر سازی سود نیستند. مسئولیت اجتماعی بنگاهی (CSR) به یکی از الزامات مهم برای بنگاههای مدرن تبدیل شده است. این مسئولیت شامل توجه به جنبههای زیستمحیطی، اجتماعی و حتی اقتصادی فراتر از منافع سهامداران است.
یک بنگاه که تنها بر سودآوری تمرکز دارد، ممکن است در کوتاهمدت موفق به دستیابی به اهداف مالی خود شود، اما در بلندمدت از دست دادن اعتبار اجتماعی، آسیبهای زیستمحیطی و از دست دادن اعتماد عمومی میتواند به مشکلات جدی منجر شود. به همین دلیل، بنگاهها باید نقش خود را در جامعه و در قبال سایر ذینفعان بهویژه کارکنان، مشتریان و جوامع محلی بهطور جدیتری ارزیابی کنند.
نتیجهگیری
حکمرانی بنگاهی یک مقوله پیچیده است که نیاز به ترکیب مؤثر نظارت، شفافیت، مسئولیت اجتماعی و هماهنگی میان سهامداران و مدیران دارد. اگرچه ساختارهای مدیریتی و نظارتی در بسیاری از بنگاهها در حال تکامل هستند، هنوز چالشهای زیادی در مسیر دستیابی به حکمرانی مؤثر و شفاف وجود دارد. با ایجاد توازن بین منافع کوتاهمدت و بلندمدت، همراه با توجه به مسئولیتهای اجتماعی، بنگاهها میتوانند در جهت تحقق اهداف پایدار و مسئولانه حرکت کنند.
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.
