این یادداشت به بررسی حکمرانی شبکهای بهعنوان یک رویکرد نوین در مدیریت عمومی و سیاستگذاری میپردازد. در این مدل، تعامل و همکاری میان سازمانها و نهادهای مختلف دولتی، خصوصی و غیردولتی برای پاسخگویی به مسائل پیچیده اجتماعی نقش کلیدی دارد. مفاهیمی چون حکمرانی مشارکتی، تحلیل شبکههای میانسازمانی، و نظریههایی مانند سرمایه اجتماعی و وابستگی به منابع نیز در چارچوب این مدل تحلیل میشوند. ضمن اشاره به فرصتها، چالشهایی همچون هماهنگی، تفاوت در اهداف سازمانی و اعتماد نیز مطرح شده است. حکمرانی شبکهای با بهرهگیری از ظرفیتهای فناوری و ارتباطات، مسیری مؤثر برای افزایش اثربخشی سیاستها ارائه میدهد.
Read More »نظریههای حکمرانی
حکمرانی غیرمتمرکز و چالشهای تئوریهای حکمرانی بر اساس تئوری حکمرانی بیور
در بررسیهای اخیر از تئوری حکمرانی، مفاهیم نوین و متفاوتی نسبت به آنچه که در نظریههای حکمرانی کلاسیک وجود داشته، مطرح میشود. یکی از مهمترین این مفاهیم، «حکمرانی غیرمتمرکز» است که برخلاف مدلهای سنتی حکمرانی که به دولت و نهادهای رسمی بهعنوان مرکز قدرت نگاه میکنند، بر توزیع و پخش منابع قدرت و مسئولیتها در میان شبکههای مختلف تأکید دارد. …
Read More »مبانی حکمرانی مدرن
مقدمه حکمرانی مدرن یکی از مفاهیم کلیدی در دنیای امروز است که بر پایه اصول خاص خود، به مقولهی اداره امور جامعه و دولتها پرداخته و از دستاوردهای برجسته جهان مدرن به شمار میآید. برای درک بهتر حکمرانی مدرن، ابتدا باید پایههای آن را بشناسیم و به بررسی تفاوتهای آن با حکمرانیهای سنتی بپردازیم. در این زمینه، مفاهیمی همچون «مدرنیته»، …
Read More »تحلیل و بازنگری در مفهوم «مدیریت دولتی نوین»
مدیریت دولتی نوین الگویی است که از دهه ۱۹۷۰ میلادی تحت تأثیر نئولیبرالیسم شکل گرفت و هدف آن ارتقای کارآیی، شفافیت و پاسخگویی در بخش دولتی از طریق خصوصیسازی و استفاده از ابزارهای مدیریتی نوین است. این مدل تأکید دارد که با کاهش نقش دولت در برخی از خدمات عمومی و ایجاد رقابت در بازار، میتوان به بهبود عملکرد دولتی دست یافت. با این حال، اجرای آن در کشورهای مختلف، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، با چالشهای زیادی مواجه بوده است. منتقدان این مدل بر این باورند که این تغییرات ممکن است منجر به افزایش بوروکراسی، کاهش کیفیت خدمات عمومی و گسترش نابرابریها شود. در این یادداشت، به تحلیل جنبههای مثبت و منفی مدیریت دولتی نوین و تأثیرات آن بر ساختار دولتها و خدمات عمومی پرداخته شده است.
Read More »تحلیل رویکردهای مختلف سیاستگذاری عمومی در حکمرانی: چالشها و فرصتها
این یادداشت به بررسی و تحلیل رویکردهای مختلف سیاستگذاری عمومی در حکمرانی میپردازد. با تمرکز بر مدلهایی همچون سیاستگذاری مبتنی بر گفتگو، شواهد تجربی، نظریه گروهی و مدل عقلایی، این مقاله چالشها و فرصتهای هر یک از این رویکردها را بررسی میکند. همچنین، به اهمیت ترکیب این رویکردها در شرایط پیچیده و پویای حکمرانی و تأکید بر مشارکت فعال مردم در فرآیند تصمیمگیری اشاره دارد. هدف این یادداشت ارائه درک عمیقتری از فرآیندهای سیاستگذاری و کمک به سیاستگذاران در طراحی سیاستهای مؤثرتر و کارآمدتر است.
Read More »تحلیل هستیشناسی توحیدی در حکمرانی حکمی
حکمرانی حکمی بر مبنای فلسفه توحیدی استوار است که در آن، تمامی پدیدههای هستی تحت تدبیر و اراده الهی قرار دارند. در این تحلیل، به بررسی مبانی هستیشناسی توحیدی در حکمرانی پرداخته میشود که بر اساس آن خداوند تنها خالق و مدبر جهان است و هیچگونه حاکمیتی بدون اراده الهی نمیتواند شکل گیرد. در این نظام، حکمرانی نه تنها به تأمین نیازهای دنیوی انسانها پرداخته، بلکه هدف اصلی آن هدایت انسانها بهسوی کمال معنوی و رشد روحانی است. این تحلیل همچنین تفاوتهای حکمرانی اسلامی را با مدلهای مدرن و سکولار که در آنها خداوند نقشی در تدبیر امور ندارد، بررسی میکند.
Read More »تحلیل انسانشناختی فطری در حکمرانی حکمی
این مقاله به تحلیل انسانشناسی فطری در حکمرانی حکمی میپردازد و بهطور خاص به ارتباط بین شناخت انسان و نحوه حکمرانی بر اساس فطرت انسانی در چارچوب تفکر اسلامی میپردازد. در این راستا، مفاهیم مختلفی چون مراتب نفس انسان از پایینترین مرتبه (نفس اماره) تا بالاترین سطح (نفس مرضیه) بررسی میشود و تأثیر این مراتب در شکلدهی به حکمرانی اسلامی تحلیل میگردد. مقاله نشان میدهد که حکمرانی مؤثر باید به تمام ابعاد انسانی اعم از مادی، معنوی، فردی و اجتماعی توجه داشته باشد تا مسیر رشد و تعالی انسان فراهم گردد. همچنین با بهرهگیری از آموزههای قرآن و فلسفه اسلامی، این نوشته پیشنهادهایی برای طراحی حکمرانی متناسب با فطرت و نیازهای انسان ارائه میدهد.
Read More »مبانی معرفتشناختی عقلائی و وحیانی در حکمرانی حکمی
این یادداشت به تحلیل مبانی معرفتشناختی عقلائی و وحیانی در حکمرانی حکمی میپردازد و نقش این دو رویکرد در شکلدهی فرآیندهای حکومتی را مورد بررسی قرار میدهد. عقلانیت عقلائی، بهعنوان ابزار تحلیل و استدلال، در تصمیمگیریهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کاربرد دارد، در حالی که وحی بهعنوان منبعی الهی، اصول اخلاقی و حکومتی را ارائه میدهد. یادداشت حاضر بر تعامل و هماهنگی میان این دو مبنا تأکید دارد و نشان میدهد که چگونه این دو عامل میتوانند بهطور همزمان در ساخت حکمرانی عادلانه و کارآمد نقشآفرینی کنند. در نهایت، این تحلیل به درک بهتر اصول و اهداف حکمرانی حکمی در چارچوب معرفتشناختی اسلامی کمک میکند.
Read More »از حکمرانی تا فقه حکمرانی؛ تلاشی برای بازخوانی مفهومی در بستر دینی
در جهان امروز، حکمرانی (Governance) به یکی از پرچالشترین و در عین حال پرکاربردترین مفاهیم در عرصه سیاست و اداره عمومی تبدیل شده است. اما آیا میتوان از این مفهوم مدرن، قرائتی بومی و اسلامی استخراج کرد؟ و مهمتر از آن، آیا میتوان به فقه حکمرانی رسید؟ این یادداشت تلاشی است برای پاسخ به این پرسشها از منظر فقهی و …
Read More »نسبت فقه و حکمرانی در روزگار ما
فقه چیست و چرا فراتر از یک دانش عبادیست؟ فقه، در ظاهر، دانشیست درباره زندگی شرعی؛ اما وقتی دقیقتر به آن نگاه میکنیم، میبینیم که عمق و گسترهاش بسیار فراتر از صرفاً احکام عبادات و مناسک دینیست. در قرآن، واژه «فقه» به معنای فهم عمیق و درک ژرف بهکار رفته؛ آنگونه که در آیه «لکن لا تفقهون تسبیحهم» یا سخن …
Read More »
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.