فقه چیست و چرا فراتر از یک دانش عبادیست؟
فقه، در ظاهر، دانشیست درباره زندگی شرعی؛ اما وقتی دقیقتر به آن نگاه میکنیم، میبینیم که عمق و گسترهاش بسیار فراتر از صرفاً احکام عبادات و مناسک دینیست. در قرآن، واژه «فقه» به معنای فهم عمیق و درک ژرف بهکار رفته؛ آنگونه که در آیه «لکن لا تفقهون تسبیحهم» یا سخن قوم شعیب که میگویند «ما نفقه کثیراً مما تقول» برمیآید، فقه صرفاً فهم نیست، بلکه فهمیست که به دقت و تأمل در امور پنهان و پیچیده منتهی میشود.
فقها در تعریف تخصصی فقه، آن را دانشی معرفی کردهاند که به شناخت احکام شرعی فرعی از طریق ادله تفصیلی میپردازد. این تعریف با دقت، سایر حوزهها را کنار میگذارد: احکام عقلی، اصول اعتقادی، و حتی علم عامیانه به احکام شرعی را.
در متون اصولی مانند «عده الاصول»، تعریف گستردهتری هم آمده است: دانشی که ما را با قوانین فردی و اجتماعی اسلام، آنگونه که شارع تعیین کرده، آشنا میکند. اما حتی این هم کافی نیست.
پیشنهاد دقیقتر آن است که به جای «علم فقه»، از اصطلاح «علوم فقهی» استفاده کنیم؛ چراکه این تعبیر میتواند تمام ابواب فقه (از احکام طهارت تا دیات)، فقه اجتماعی، قواعد فقهی و حتی فقه نظامات حکمرانی را دربرگیرد. بر این اساس، میتوان گفت علوم فقهی، علومی هستند که به بررسی احکام و ساختارهای فردی، اجتماعی، مدنی و حکومتی اسلام بر پایه ادله شرعی و اجتهادی میپردازند.
حکمرانی خوب؛ نگاهی فراتر از دولتمحوری
مفهوم حکمرانی، فراتر از اداره سنتی دولت است. وقتی از «حکمرانی» صحبت میکنیم، از الگویی حرف میزنیم که بر پایه مشارکت مدنی، شبکهای از تعامل میان دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی شکل میگیرد و نه بر یک ساختار هرمی و دستوری. در این بستر، «حکمرانی خوب» با هشت ویژگی کلیدی تعریف میشود: مشارکت، قانونگرایی، شفافیت، پاسخگویی، عدالت، وفاق، اثربخشی و مسئولیتپذیری.
نظریهپردازان گوناگون، رویکردهای مختلفی به این مفهوم داشتهاند: تفسیرگرایانه (بویر)، نهادی (گای پیترز و پیر)، شبکهای (کپنجان)، و فراحکمرانی (باب جزوپ). این رویکردها نشان میدهند که حکمرانی خوب، چیزی فراتر از مدیریت صرف است؛ بلکه به معنای هدایت هماهنگ منابع و ساختارها برای دستیابی به اهداف عمومی است.
اما منتقدان، از جمله علی فرازمند، میگویند این الگو بیش از آنکه یک الگوی مشارکتمحور باشد، ابزاری برای «استعمار نرم» و سلطه ساختاریست. حکمرانی خوب میتواند بهانهای باشد برای القای سیاستهای جهانیسازی حتی بدون حضور مستقیم دولتهای سلطهگر.
ساختار پیچیده حکمرانی خوب از دیدگاه منابع غربی
بر اساس بیش از دویست تعریف از منابع غربی، حکمرانی خوب را میتوان بهعنوان مجموعهای پیچیده از فرآیندهای تصمیمگیری، سیاستگذاری، قانونگذاری، گفتمانسازی و نظارت در نظر گرفت. هدف اصلی، رسیدن به توسعه پایدار، عدالت، امنیت، رفاه و رضایت عمومیست.
این حکمرانی، باید با تکیه بر مشارکت همهجانبه – دولت، نهادهای مدنی و خصوصی، شهروندان و ذینفعان – مسیر شفافیت، عدالت و پاسخگویی را هموار کند. همچنین باید سازوکاری برای کنترل فشارهای اجتماعی، جلوگیری از سوءاستفاده بازار و تمرکززدایی داشته باشد.
حکمرانی ولایی؛ مدلی توحیدی برای اداره جامعه
در سوره مائده، الگویی از حکمرانی مؤمنانه ترسیم میشود که میتوان آن را «حکمرانی ولایی» نامید. در این نگاه، محور حکمرانی نه قدرت انسانی، بلکه ولایت الهیست. این مدل، بر مفاهیمی چون خداشناسی، توحید، ولایت پیامبر و ائمه (ع)، نفی ولایت طاغوت، جامعیت اسلام و آخرتگرایی استوار است.
اصول آن شامل تقوا، توکل، تبیین حقایق، حفظ شعائر الهی، و مردمداری مؤمنانه است. هدف نهایی چنین حکمرانیای، ساخت جامعهای الهی، عادل، متقی، و اخلاقمحور است که در مسیر تقرب به خدا حرکت کند.
نظریه حکمرانی حکمیولایی؛ ترکیب عقلانیت و ایمان
در نظریه حکمرانی حکمی-ولایی، با مدل حکمرانیای مواجهیم که چندلایه، مشارکتی، هوشمند و شبکهایست. این نظریه، در هفت بُعد طراحی شده:
1. هویت حکمرانی: مشارکت مؤمنانه بین امام و امت.
2. مأموریت حکمرانی: سیاستگذاری، قانونگذاری، گفتمانسازی، تصدیگری، نظارت.
3. قلمرو: از فرد تا سطح جهانی.
4. مبانی: عقلانیت حکمی، ایمان دینی، توحید، ولایت، جامعیت قرآن.
5. منابع: عقل نظری و عملی، وحی، سنت، تاریخ.
6. الگو: مشارکت شبکهای دولت، بخش خصوصی و تعاونیهای مردمی.
7. اهداف: عدالت، رفاه، معنویت، پایداری، تمدن اسلامی، امنیت روانی و مادی.
فقه حکمرانی؛ پیوند دانش دینی با سیاست و اجتماع
در یک تعریف موجز، فقه حکمرانی دانشیست که به بررسی حاکمیت عادلانه و عقلانی از منظر منابع دینی و استدلالهای عقلی میپردازد؛ دانشی برای سیاستگذاری، قانونگذاری، سازماندهی، و هدایت کنشهای اجتماعی بر پایه اجتهاد و عقلانیت دینی.
روششناسی فقه حکمرانی؛ سهگانه اجتهادی
استنباط احکام حکمرانی نیازمند یک رویکرد چندمرحلهایست:
1. تحلیل وضعیت موجود با اجتهاد نوع دوم.
2. ترسیم وضعیت مطلوب بر اساس ایدئولوژی اسلامی با اجتهاد نوع اول.
3. طراحی مسیر گذار از وضع موجود به مطلوب با اجتهاد نوع سوم.
این سهگانه، چارچوبی اجتهادی برای پیوند بین نظریه و عمل در حکمرانی اسلامی فراهم میآورد.
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.