در دنیای پیچیده امروز، حکمرانی نه تنها بهعنوان یک فرآیند اجرایی، بلکه بهعنوان یک فرآیند معرفتی و فلسفی باید مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا، مبانی معرفتشناختی عقلائی و وحیانی در حکمرانی حکمی، بهعنوان دو ستون اصلی این فرآیند، نقش حیاتی در شکلگیری تصمیمات و سیاستگذاریها دارند. از یک سو، عقلانیت عقلائی بهعنوان ابزار تحلیل و استدلال در حوزههای مختلف حکمرانی، از جمله سیاست، اقتصاد و اجتماع عمل میکند و از سوی دیگر، وحی بهعنوان یک منبع بیپایان از هدایت و حکمت الهی، راهگشای اصول بنیادی در حکمرانی اسلامی است. این یادداشت به تحلیل و بررسی تعامل و هماهنگی این دو مبنا میپردازد تا نشان دهد که چگونه عقل و وحی میتوانند در کنار هم، حکمرانیای عادلانه، پایدار و کارآمد ایجاد کنند.
مقدمه
حکمرانی حکمی بر پایه اصول و مبانی معرفتشناختی خاصی استوار است که شامل عقلانیت عقلائی و وحیانی میشود. این مبانی نه تنها بستر تصمیمگیریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را فراهم میآورد، بلکه بر نحوه درک انسان از جهان و موجودات تأثیر میگذارد. در این یادداشت، به تحلیل این مبانی در حکمرانی حکمی پرداخته میشود تا نشان داده شود که چگونه عقلانیت و وحی میتوانند به عنوان ابزارهایی مؤثر در حکمرانی اسلامی عمل کنند.
مبانی معرفتشناختی عقلائی در حکمرانی حکمی
عقلانیت و جایگاه آن در حکمرانی
عقل یکی از ارکان اصلی در فرآیند تصمیمگیری و حکمرانی است. در حکمرانی حکمی، عقل از دو منظر مورد توجه قرار میگیرد: عقل نظری و عقل عملی. عقل نظری به درک و شناخت حقیقتهای ثابت و ثابتپذیر در جهان میپردازد، در حالی که عقل عملی به پیادهسازی این شناختها در دنیای واقعی و کاربردی میپردازد.
معرفتشناسی عقلائی و نظریههای مرتبط با آن
عقلانیت در حکمرانی حکمی نه تنها در تصمیمگیریهای سیاسی، بلکه در مسائل اقتصادی و اجتماعی نیز کاربرد دارد. عقل برای تبیین و درک الگوهای رفتاری و اجتماعی انسانها بهکار میرود. در این راستا، عقل به عنوان ابزار تحلیل و درک سازوکارهای مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی وارد عمل میشود. حکمرانی عقلانی بر اساس تکیه بر علم و تجربه بشری استوار است و میتواند به حل مسائل مختلف جامعه کمک کند.
علم حصولی و حضوری
در این دیدگاه، علم به دو دسته تقسیم میشود: علم حصولی و علم حضوری. علم حصولی از طریق ابزارهای ذهنی مانند تصور و تصدیق شکل میگیرد، در حالی که علم حضوری به درک مستقیم از واقعیتها اشاره دارد. این تقسیمبندی به ما این امکان را میدهد که در حکمرانی از هر دو نوع علم بهرهبرداری کنیم، بهویژه زمانی که به تصمیمات پیچیده و دقیق نیاز داریم.
مبانی معرفتشناختی وحیانی در حکمرانی حکمی
وحی و نقش آن در حکمرانی
وحی یکی دیگر از ابزارهای اصلی برای دستیابی به حقیقت در حکمرانی حکمی است. در این دیدگاه، آموزههای دینی و وحیانی بهعنوان منبعی بیپایان و راستین برای درک حقیقتها و راهکارهای مدیریتی مطرح میشود. وحی الهی نه تنها به راهحلهای فقهی و دینی برای مسائل جامعه اشاره دارد، بلکه راهبردهای حکمرانی را در ابعاد مختلف نیز ارائه میدهد.
منابع معرفت وحیانی و ارتباط آن با عقل
وحی بهعنوان یکی از منابع مهم معرفت در حکمرانی حکمی، در تعامل و همافزایی با عقل قرار دارد. به این معنا که وحی نمیتواند بینهایت بر عقل انسان تحمیل شود بلکه باید با عقل تطابق و همخوانی داشته باشد. انسانها به وسیله عقل و وحی قادرند به درک بهتری از حقیقت دست یابند.
وحی و اصول حکمرانی
در حکمرانی اسلامی، اصولی همچون عدالت، انصاف و تقوی از طریق وحی مشخص میشود. این اصول برای هدایت جامعه به سمت رفاه، سعادت و تحقق اهداف بلندمدت زندگی انسانها لازم و ضروری است. در این چارچوب، حکمرانی بر مبنای آموزههای دینی و وحیانی بهعنوان یک الگوی عادلانه و خردمندانه عمل میکند.
عقل و وحی در تعامل با یکدیگر
ارتباط بین عقل و وحی
عقل و وحی در حکمرانی حکمی نقش مکمل دارند. عقل به انسان امکان تفکر و تحلیل را میدهد، در حالی که وحی به او راهکارهایی صحیح برای عمل ارائه میدهد. در این زمینه، عقل میتواند مفاهیم و اصول حکومتی را از منابع وحیانی استخراج کند و در نتیجه، حکمرانی عقلانی بر پایه وحی الهی شکل گیرد. این تعامل باعث میشود که حکمرانی حکمی به سمت عدالت و توسعه پایدار هدایت شود.
آزادی و اراده انسانی در پرتو عقل و وحی
در حکمرانی حکمی، انسانها بهعنوان موجوداتی آزاد و ارادهدار شناخته میشوند که میتوانند از عقل و وحی برای تصمیمگیریهای فردی و اجتماعی خود استفاده کنند. از این رو، سیاستگذاریها و تصمیمگیریها باید به گونهای صورت گیرد که حداکثر احترام به آزادی فردی و اجتماعی در کنار تبیین اصول الهی رعایت شود.
نتیجهگیری
حکمرانی حکمی بهعنوان یک الگوی مدیریتی مبتنی بر عقلانیت عقلائی و وحی الهی، ظرفیتهای عظیمی برای هدایت جامعه به سوی کمال و پیشرفت دارد. در این مدل، عقل و وحی بهطور همزمان نقش دارند و در تعامل با یکدیگر میتوانند به حل مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کمک کنند. در نتیجه، بر اساس این مبانی، حکمرانی حکمی میتواند نه تنها به درک عمیقتری از انسان و جامعه برسد بلکه در بهبود کیفیت زندگی انسانها نیز مؤثر باشد.
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.
