چهارشنبه , ۱۷ دی ۱۴۰۴

روایت ملت و تحولات حکمرانی بر اساس تئوری حکمرانی

در این بخش از بحث از کتاب تئوری حکمرانی مارک بیور ، تحولات حکمرانی در دنیای معاصر از منظر جدیدی مورد بررسی قرار می‌گیرد. به ویژه توجه به تغییرات عمیق در مفهوم دولت، جامعه و ملتها، از مهم‌ترین مباحثی است که در این صفحات مطرح می‌شود. در اینجا به‌طور مشخص، به بررسی فرآیند «روایت ملت» و تأثیر آن بر حکمرانی پرداخته می‌شود.

۱. «روایت ملت» و بازتعریف هویت ملی

یکی از مفاهیم کلیدی که در این بخش از بحث مطرح می‌شود، روایت ملت است. هر ملت یا جامعه‌ای نیاز دارد که یک روایت یا داستان مشترک از تاریخ خود داشته باشد. این روایت‌ها می‌توانند هویت اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افراد را شکل دهند و در نهایت بر فرآیند حکمرانی تأثیرگذار باشند. به عبارت دیگر، حکمرانی بر اساس این داستان‌ها یا روایت‌ها شکل می‌گیرد و جامعه را به سوی اهداف خاصی هدایت می‌کند.

این مفهوم نشان می‌دهد که حکومت‌ها نمی‌توانند صرفاً به عنوان نهادهایی مستقل عمل کنند، بلکه برای درک بهتر نحوه تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در جوامع باید به روایت‌های ملی و تاریخی توجه داشته باشیم. این روایات و تاریخ‌ها هستند که در نهایت ساختارهای حکومتی را در جوامع مختلف شکل می‌دهند.

۲. تحولات در مفهوم ملت و دولت

در این بخش، مفهوم دولت به‌عنوان نهاد متمرکز قدرت به چالش کشیده می‌شود. در گذشته، دولت‌ها به عنوان مرکز قدرت و تنها نهاد تصمیم‌گیر در نظر گرفته می‌شدند. اما با گذشت زمان و به‌ویژه در دوران مدرن، دولت‌ها نتواسته‌اند به‌تنهایی پاسخگوی پیچیدگی‌های جوامع باشند. در این رویکرد جدید، قدرت به‌طور گسترده‌ای در شبکه‌های مختلف اجتماعی توزیع شده است و دیگر تنها یک نهاد دولتی نیست که تصمیمات را اتخاذ می‌کند.

این تغییرات در نحوه شکل‌گیری دولت‌ها و تعامل آن‌ها با دیگر نهادها، به‌ویژه در دنیای جهانی‌شده، باعث شده است که مفهوم دولت بی‌دولت شکل بگیرد. در این مدل حکمرانی، دولت‌ها بیشتر به‌عنوان نهادهایی هماهنگ‌کننده و تسهیل‌کننده عمل می‌کنند تا تصمیم‌گیرندگان نهایی.

۳. نظریه شبکه‌ها و حکمرانی مشارکتی

مفهوم نظریه شبکه‌ها به‌عنوان یکی از روش‌های جدید حکمرانی در این بخش مورد توجه قرار می‌گیرد. در این نظریه، دیگر به‌جای حکمرانی متمرکز از بالا به پایین، شبکه‌های مختلف اجتماعی و سازمانی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تصمیمات به‌صورت مشارکتی و تعامل‌پذیر اتخاذ می‌شود. این تغییر اساسی در نحوه تصمیم‌گیری نشان می‌دهد که فرآیندهای حکمرانی به‌شکل گسترده‌تری از سیاست‌گذاری‌های عمومی و مشارکت‌های اجتماعی شکل می‌گیرند.

این نوع حکمرانی بر این اصل استوار است که تمامی بخش‌ها و کنشگران اجتماعی باید در فرآیند تصمیم‌گیری دخیل باشند و این فرآیند به‌صورت یک شبکه باز و انعطاف‌پذیر عمل کند. در این چارچوب، مشارکت عمومی و همکاری‌های مدنی برای دستیابی به نتایج مؤثر و عادلانه از اهمیت بسیاری برخوردار هستند.

۴. حکمرانی در عصر جهانی‌شدن

در دنیای معاصر، مفهوم حکمرانی دیگر به سطح ملی محدود نمی‌شود، بلکه فرآیندهای حکمرانی به‌طور گسترده‌تری در سطح جهانی و در ارتباط با دیگر کشورها و نهادهای بین‌المللی شکل می‌گیرند. جهانی‌شدن به‌عنوان یک پدیده مهم، تأثیرات زیادی بر فرآیندهای حکمرانی در سطوح مختلف دارد.

در این بستر جهانی، به جای سیستم‌های متمرکز دولتی، شاهد حضور شبکه‌های جهانی و همکاری‌های بین‌المللی در فرآیندهای حکمرانی هستیم. کشورها و نهادها دیگر نمی‌توانند به‌تنهایی تصمیم‌گیری کنند، بلکه باید با دیگر بازیگران جهانی همکاری کنند تا مسائل پیچیده‌ای مانند تغییرات اقلیمی، بحران‌های اقتصادی و چالش‌های اجتماعی را حل کنند.

۵. چالش‌های نئولیبرالیسم و پیامدهای آن

نئولیبرالیسم به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تحولات اقتصادی و اجتماعی در چند دهه اخیر، تأثیرات عمیقی بر فرآیندهای حکمرانی داشته است. این رویکرد با تأکید بر کاهش مداخله دولت و تقویت بخش خصوصی، تغییراتی عمده در ساختارهای حکومتی ایجاد کرده است.

هرچند که این مدل حکمرانی توانسته است به برخی از مشکلات اقتصادی پاسخ دهد، اما چالش‌های جدیدی همچون افزایش نابرابری‌ها، ضعف نظارت دولتی و کاهش شفافیت در فرآیندهای حکومتی نیز ایجاد کرده است. این مسائل نشان‌دهنده این هستند که ممکن است مدل‌های نئولیبرالی به‌طور کامل قادر به رفع نیازهای جامعه و حکمرانی مؤثر نباشند.

۶. نتیجه‌گیری: حکمرانی باز و مشارکتی

در نهایت، می‌توان گفت که حکمرانی در دنیای معاصر دیگر به‌طور سنتی به دولت‌های متمرکز محدود نمی‌شود. بلکه حکمرانی به‌عنوان فرآیندی شبکه‌ای و مشارکتی در نظر گرفته می‌شود که در آن بخش‌های مختلف جامعه به‌طور مؤثر در تصمیم‌گیری‌ها دخالت دارند. این مدل حکمرانی نه تنها به‌دنبال همکاری میان نهادهای مختلف است، بلکه نیاز به بازنگری در ساختارهای دولتی و نظارت‌های عمومی دارد.

با توجه به چالش‌های جدید جهانی و مشکلات ناشی از نئولیبرالیسم، به نظر می‌رسد که راه‌حل‌های حکمرانی باید انعطاف‌پذیر و پاسخگو به تحولات جهانی و محلی باشند. در این راستا، مشارکت عمومی و همکاری‌های بین‌المللی به‌عنوان ارکان اساسی حکمرانی در دنیای معاصر شناخته می‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *