چهارشنبه , ۱۷ دی ۱۴۰۴

تحلیل هستی‌شناسی توحیدی در حکمرانی حکمی

هستی‌شناسی توحیدی در حکمرانی حِکمی

در حکمرانی حکمی، مبانی فلسفی و هستی‌شناختی به‌طور عمیقی با اصول دینی و توحیدی پیوند خورده‌اند. این نظام حکومتی که برخلاف مدل‌های مدرن قدرت را از منابع بشری نمی‌گیرد، به‌طور کامل تحت تأثیر باور به خداوند به‌عنوان تنها خالق و تدبیرکننده هستی قرار دارد. در این چارچوب، حکمرانی نه تنها به تأمین نیازهای دنیوی انسان‌ها می‌پردازد، بلکه با اعتقاد به ربوبیت تکوینی و تشریعی خداوند، تلاش می‌کند تا انسان‌ها را در مسیر رشد معنوی و کمال الهی هدایت کند. این تحلیل به بررسی مبانی هستی‌شناختی توحیدی در حکمرانی حکمی و تفاوت‌های آن با مدل‌های حکومتی سکولار و مدرن می‌پردازد.

حکمرانی حکمی، به‌ویژه در چارچوب فلسفه اسلامی، بر مبانی فلسفی عمیقی استوار است که در آن مفاهیم اساسی مانند توحید، ربوبیت، و ولایت به‌طور بنیادی در نظر گرفته می‌شود. یکی از ارکان اصلی این نظام حکمرانی، هستی‌شناسی توحیدی است که بر اساس آن تمام موجودات و پدیده‌های عالم تحت تدبیر و حکمت الهی قرار دارند. در این تحلیل، تمرکز بر همین مبانی هستی‌شناختی است که حکمرانی اسلامی را از سایر مدل‌های حکومتی تمایز می‌دهد.

مبانی هستی‌شناسی توحیدی

هستی‌شناسی توحیدی به این معنا است که خداوند به‌عنوان تنها موجود غنی و مستقل، تمامی موجودات دیگر را آفریده و به‌طور مستمر و همیشگی تدبیر می‌کند. این دیدگاه به‌طور مشخص در مقابل نگرش‌های طبیعت‌گرایانه و ماتریالیستی قرار می‌گیرد که در آن‌ها جهان و موجودات طبیعی به‌طور خودجوش و بدون نیاز به تدبیر الهی عمل می‌کنند.

در حکمرانی حکمی، این باور وجود دارد که تمام پدیده‌های مادی و معنوی در جهان نیازمند هستند و هیچ‌یک از آن‌ها مستقل از خداوند وجود ندارند. از این‌رو، هستی‌شناسی توحیدی به‌طور جدی به وجود یک هستی مستقل و غنی تأکید می‌کند که قادر است تمام کائنات را خلق و اداره کند. در این مدل، انسان‌ها و سایر موجودات در دایره این تدبیر الهی قرار دارند و هیچ‌یک از آن‌ها بدون اراده و خواست خداوند نمی‌تواند وجود داشته باشد.

رابطه هستی‌شناسی توحیدی و حکمرانی

در چارچوب هستی‌شناسی توحیدی، حکمرانی نیز به‌عنوان بخشی از تدبیر الهی در نظر گرفته می‌شود. در این دیدگاه، حکومت و سلطنت در دست خداوند است و هیچ‌کسی نمی‌تواند بدون اراده الهی حاکمیت را در اختیار گیرد. برخلاف مدل‌های حکومتی مدرن که قدرت‌های سیاسی و اجتماعی را از منابع بشری و غیر دینی می‌گیرند، در حکمرانی حکمی، قدرت تنها به‌دست خداوند است و هر حاکمیتی باید به‌طور مستقیم از اراده الهی نشأت گیرد.

این نگاه توحیدی در حکمرانی، به‌ویژه در عرصه تصمیم‌گیری‌های کلیدی، بر اساس آن است که هر اقدام حکومتی باید با اصول و اراده الهی هم‌راستا باشد. به عبارت دیگر، در حکمرانی اسلامی، هر حاکمیتی باید بر اساس دستورات الهی عمل کرده و تمامی سیاست‌ها و تصمیمات باید بر اساس مفاهیم دینی و الهی شکل گیرد.

توحید در ربوبیت و حکمرانی الهی

توحید در ربوبیت یکی از ارکان اصلی هستی‌شناسی توحیدی است که به معنای اعتقاد به خداوند به‌عنوان تنها مدبر و مدیر جهان است. این دیدگاه بر این اساس استوار است که هیچ‌کسی جز خداوند نمی‌تواند قدرتی مستقل برای اداره جهان و تدبیر امور آن داشته باشد. این دیدگاه نه‌تنها به‌عنوان یک اصل در فلسفه اسلامی مطرح است بلکه در حکمرانی نیز به‌کار گرفته می‌شود.

در این چارچوب، حکمرانی به معنای مدیریتی است که تحت نظارت و اراده الهی قرار دارد. تمامی موجودات از جمله انسان‌ها، در برابر خداوند فقر ذاتی دارند و تنها با تدبیر و فرمان او می‌توانند در جهان خود ادامه حیات دهند. در این راستا، حکمرانی اسلامی تأکید دارد که هیچ‌گونه حکومتی نمی‌تواند بدون تایید و مشیت الهی پایدار باشد. این اصل به‌ویژه در مقابل مدل‌های حکومتی غربی قرار دارد که در آن‌ها قدرت حاکمیت به‌دست انسان‌ها و بر اساس منابع بشری قرار می‌گیرد.

نسبت میان جهان طبیعت و عوالم ماوراء

در هستی‌شناسی توحیدی، جهان طبیعت نه تنها مستقل از عوالم ماوراء نیست بلکه ارتباطی تنگاتنگ با آن دارد. بر اساس این دیدگاه، جهان طبیعت به‌طور مستقیم تحت تأثیر عوالم ماوراء قرار دارد و هیچ‌گونه جدایی میان این دو وجود ندارد. به عبارت دیگر، عوالم ماوراء مانند عالم برزخ، قیامت و دیگر موجودات غیبی، به‌طور مستقیم در شکل‌گیری و تغییرات جهان طبیعت مؤثر هستند.

این دیدگاه به‌ویژه در تحلیل حکمرانی حکمی اهمیت پیدا می‌کند زیرا به‌طور کلی تأکید دارد که حکمرانی باید در یک چارچوب معنوی و متصل به اراده الهی باشد و نه تنها باید به نیازهای دنیوی و مادی پرداخته شود، بلکه باید در راستای هدایت به‌سوی کمال معنوی انسان‌ها باشد. در این چارچوب، نظام حکومتی تنها با تأکید بر اصول توحیدی می‌تواند به هدف اصلی خود که همان تکامل معنوی انسان‌هاست دست یابد.

نقد حکمرانی مدرن و بی‌توجهی به خدا

در حکمرانی مدرن، که عمدتاً تحت تأثیر مفاهیم سکولاریستی قرار دارد، هیچ‌گونه توجهی به اراده الهی و حکمت خداوند در اداره جهان وجود ندارد. در این نظام‌ها، قدرت‌های حکومتی به‌دست انسان‌ها قرار دارند و هیچ‌گونه ارتباطی با مفاهیم دینی و توحیدی ندارند. این امر باعث می‌شود که حکمرانی در جوامع مدرن به‌دنبال تأمین منافع فردی و گروهی باشد و اصول اخلاقی و معنوی را غالباً به حاشیه ببرد.

این نگاه در مقایسه با حکمرانی حکمی که در آن تمامی تصمیمات باید مطابق با دستورات الهی و در راستای تحقق کمال انسان‌ها باشد، قرار می‌گیرد. در حکمرانی حکمی، توحید نه تنها در سطح خلقت و تدبیر جهان، بلکه در سطوح اجتماعی و سیاسی نیز باید به‌طور کامل پیاده‌سازی شود.

نتیجه‌گیری

هستی‌شناسی توحیدی در حکمرانی حکمی به‌طور جدی بر مبنای یک باور بنیادی استوار است که تمام موجودات و پدیده‌ها در عالم به‌طور مستمر تحت تدبیر خداوند هستند. در این دیدگاه، خداوند تنها صاحب حاکمیت و ولایت است و هیچ‌گونه حکومتی نمی‌تواند بدون اراده و تأسیس الهی شکل گیرد. به همین دلیل، حکمرانی اسلامی با تکیه بر اصول توحیدی، نه تنها به‌دنبال تأمین نیازهای مادی و دنیوی انسان‌هاست، بلکه در پی هدایت انسان‌ها به‌سوی کمال معنوی و رشد روحانی نیز می‌باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *