با پیچیدهتر شدن مسائل اجتماعی و دولتی، مدلهای سنتی حکمرانی دیگر پاسخگوی نیازهای جوامع نیستند. در این میان، حکمرانی شبکهای با بهرهگیری از همکاری میان سازمانها، نهادهای دولتی، خصوصی و غیردولتی، بهعنوان الگویی نوین در مدیریت عمومی و سیاستگذاری، توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است.
در سالهای اخیر، روندهای جدیدی در سیاستگذاری و مدیریت عمومی بهویژه در ارتباط با شبکههای میانسازمانی و حکمرانی شبکهای بهوجود آمده است. این نوع حکمرانی به معنای استفاده از شبکههای متشکل از سازمانها و نهادهای مختلف برای رسیدگی به مسائل اجتماعی و دولتی است که به همکاریها و هماهنگیهای پیچیده میان بخشهای مختلف نیاز دارد. در این راستا، حکمرانی شبکه بهعنوان یک ساختار جدید مدیریت، بهویژه در مواجهه با مسائل پیچیده اجتماعی و دولتی، جایگاه ویژهای پیدا کرده است.
حکمرانی شبکه و شبکهها
حکمرانی شبکه بهعنوان استفاده از نهادهای رسمی و غیررسمی برای تخصیص منابع و هماهنگی اقدامات مشترک در یک شبکه از سازمانها تعریف میشود. شبکهها معمولاً مجموعهای از گرهها (اعضای شبکه مانند افراد، تیمها یا سازمانها) و روابط میان آنها را تشکیل میدهند. این روابط میتواند بهصورت رسمی یا غیررسمی، دائمی یا موقت، و در قالبهای مختلف همکاری، رقابت، مشاوره یا تبادل دانش باشد.
در حوزه مدیریت دولتی، شبکههای میانسازمانی بهعنوان یکی از ابزارهای کلیدی برای حل مسائل پیچیده اجتماعی شناخته میشوند. این شبکهها میتوانند بهویژه در مواقع بحرانها و شرایط اضطراری نقش مهمی ایفا کنند. آنها همچنین میتوانند در راستای ارتقاء کیفیت خدمات عمومی و تسهیل اجرای سیاستها موثر باشند.
حکمرانی مشارکتی و حکمرانی شبکه
حکمرانی شبکه و حکمرانی مشارکتی از مفاهیم مشابهی هستند که معمولاً بهطور همزمان بهکار میروند. با این حال، تفاوتهای ظریفی در این دو مفهوم وجود دارد. حکمرانی مشارکتی بیشتر به فرآیندهایی اشاره دارد که در آن نهادهای دولتی، خصوصی و غیرانتفاعی در تصمیمگیریها و اجراهای سیاستهای عمومی بهطور مستقیم درگیر میشوند. در مقابل، حکمرانی شبکه بهصورت کلی شامل روابط و تعاملات بین سازمانها و نهادهای مختلف، بدون نیاز به آغاز از سوی دولت است.
در حکمرانی شبکه، شبکهها میتوانند بهطور رسمی یا غیررسمی، شامل بخشهای دولتی و غیردولتی، بهویژه در مواجهه با مسائل پیچیده اجتماعی و اقتصادی، تشکیل شوند. این نوع حکمرانی میتواند برای حل مشکلات مختلف، از جمله ارائه خدمات اجتماعی، مدیریت بحرانها و توسعه اقتصادی، بهطور مؤثری به کار رود.
تحلیل شبکههای بینسازمانی
مطالعات شبکهای بیشتر بر تحلیل روابط بین گرهها (افراد یا سازمانها) و ویژگیهای ساختاری شبکهها متمرکز است. شبکهها نه تنها از روابط دو جانبه بلکه از روابط پیچیدهتر مانند گروهها و زیرگروهها تشکیل میشوند. در این تحلیلها، محققان بهدنبال درک نحوه تأثیر روابط میان اعضای شبکه بر تعاملات آنها و همچنین تأثیرات شبکه بر عملکرد سازمانها و نهادهای درگیر هستند.
یکی از کاربردهای مهم شبکههای بینسازمانی، در مدیریت بحرانها است. در مثالهای مختلفی مانند بمبگذاریهای ماراتن بوستون، شبکههای بینسازمانی بهطور هماهنگ برای مدیریت بحران و بازسازی پس از آن نقش اساسی ایفا کردند. در این موقعیتها، تعاملات و پیوندهای موجود میان سازمانها و نهادهای مختلف (دولتی، غیردولتی و خصوصی) برای به اشتراکگذاری اطلاعات، منابع و اقدامات مشترک، تأثیر زیادی در واکنش سریع و مؤثر به بحرانها داشت.
نظریههای حکمرانی شبکه
در مورد حکمرانی شبکه، نظریههای مختلفی وجود دارند که به تحلیل روابط و تعاملات درون شبکهها کمک میکنند. یکی از این نظریهها، نظریه «سرمایه اجتماعی» است که بر اهمیت روابط و اعتماد درون شبکهها تأکید دارد. این نظریه میگوید که وجود اعتماد و روابط مستحکم بین اعضای شبکه میتواند به تسهیل تبادل اطلاعات و منابع کمک کند و در نتیجه، به بهبود عملکرد شبکههای بینسازمانی منجر شود.
همچنین، نظریههای وابستگی به منابع و نظریههای بازی نیز برای تحلیل نحوه تعاملات و تأثیرات متقابل بین اعضای شبکهها کاربرد دارند. در این نظریهها، تأکید بر آن است که سازمانها برای موفقیت در شبکهها نیاز به منابع خاص دارند و باید از منابع دیگر اعضای شبکه بهرهبرداری کنند.
چالشها و فرصتها در حکمرانی شبکه
حکمرانی شبکه، اگرچه مزایای زیادی دارد، اما با چالشهایی نیز همراه است. یکی از مهمترین چالشها، مسائل ارتباطی و هماهنگی است که میتواند ناشی از تفاوت در فرهنگ سازمانی، اهداف متفاوت و میزان قدرت میان بازیگران مختلف باشد. این تفاوتها ممکن است موجب بروز مشکلاتی در همکاریهای میانسازمانی و تصمیمگیریهای جمعی شوند.
با این حال، حکمرانی شبکه فرصتهای قابل توجهی نیز بههمراه دارد. شبکهها میتوانند بهعنوان ابزارهایی انعطافپذیر برای حل مشکلات پیچیده اجتماعی و ارائه خدمات عمومی عمل کنند. همچنین، پیشرفتهای فناوری و ارتباطات دیجیتال، امکانات جدیدی برای مدیریت و تحلیل شبکهها فراهم کردهاند که میتواند به افزایش کارایی و همکاریهای میانسازمانی کمک کند.
نتیجهگیری
حکمرانی شبکه و استفاده از شبکههای میانسازمانی بهعنوان ابزاری مؤثر در سیاستگذاری و مدیریت عمومی در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از محققان و متخصصان قرار گرفته است. این نوع حکمرانی با تأکید بر همکاری و هماهنگی بین بخشهای مختلف دولتی، غیردولتی و خصوصی، قادر است مسائل پیچیده و چالشهای اجتماعی را بهطور مؤثری حل کند. با این وجود، برای استفاده بهینه از حکمرانی شبکه، لازم است که مسائل ارتباطی، هماهنگی و اعتماد در شبکهها مورد توجه قرار گیرد.
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.