در دنیای پیچیده امروزی، حکمرانی مؤثر نیازمند استفاده از ابزارهایی است که نه تنها منابع را بهطور عادلانه توزیع کنند، بلکه زمینهساز رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی نیز باشند. در این یادداشت، به بررسی دو مفهوم مهم «بازتوزیع» و «تسهیلگری» پرداخته میشود که بهطور مستقیم با رفاه اجتماعی و توسعه پایدار در ارتباط هستند. با نگاهی جامع، خواهیم دید که چگونه این دو رویکرد میتوانند در کنار یکدیگر بهطور مؤثر عمل کنند و چه تجربیاتی از کشورهای مختلف در این زمینه وجود دارد.
در این تحلیل، مفاهیم بازتوزیع و تسهیلگری از منظر حکمرانی بررسی میشود. این دو رویکرد، اگرچه در ظاهر به مفاهیم اقتصادی و اجتماعی مرتبط هستند، اما در دل حکمرانی و سیاستگذاریهای عمومی نقشی کلیدی دارند. هدف این است که با دقت بیشتری به تعاملات میان این مفاهیم و چگونگی تاثیر آنها بر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی پرداخته شود.
مفهوم بازتوزیع
بازتوزیع، به فرآیندی اطلاق میشود که در آن منابع مالی و اقتصادی از اقشار مختلف جامعه، بهویژه اقشار متمولتر، به سمت گروههای نیازمندتر منتقل میشود. در این فرآیند، دولتها از ابزارهایی چون مالیات و سایر سیاستهای مالی استفاده میکنند تا ثروت را میان مردم بهطور عادلانهتری توزیع کنند. این رویکرد معمولاً با هدف کاهش نابرابریهای اجتماعی و تقویت رفاه عمومی مطرح میشود. اما سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا این فرآیند بازتوزیع تنها یک روش مالیاتی است یا باید در چارچوب یک سیستم حکمرانی جامعتر و متوازنتر تحلیل شود؟
بازتوزیع در بسیاری از نظریهها بهعنوان ابزاری برای تحقق رفاه اجتماعی در نظر گرفته میشود. با این حال، استفاده صرف از آن به تنهایی نمیتواند همه نیازهای اجتماعی را پاسخ دهد. بلکه باید همراه با دیگر ابزارهای حکمرانی مانند تنظیمگری و تسهیلگری، بهطور هماهنگ و هدفمند بهکار گرفته شود تا اثرات مثبتی بر ساختار اجتماعی و اقتصادی جامعه داشته باشد.
تسهیلگری: رویکردی برای سادهسازی فرآیندها
در کنار بازتوزیع، تسهیلگری یکی دیگر از مفاهیم مهم در حکمرانی است. تسهیلگری به معنای سادهسازی فرآیندها و بهبود شرایط برای فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است. این رویکرد هدف دارد تا با کاهش موانع و پیچیدگیها، زمینهای را فراهم کند که افراد و گروهها بتوانند بهطور موثرتری در امور اقتصادی و اجتماعی مشارکت کنند. تسهیلگری میتواند از طریق تسریع در فرآیندهای اداری، کاهش بروکراسی، بهبود دسترسی به منابع و خدمات، و ارتقاء کارایی سیستمهای دولتی و خصوصی انجام شود.
تسهیلگری میتواند در تمامی سطوح حکمرانی تأثیرگذار باشد، از جمله در حوزههای تولید، اشتغال، بهداشت، آموزش و حتی در ارتباطات بینالمللی. این رویکرد، بهویژه زمانی که با هدف تقویت همکاریهای عمومی و خصوصی و بسیج منابع برای توسعه اجتماعی و اقتصادی به کار میرود، نقشی حیاتی ایفا میکند. در واقع، تسهیلگری میتواند بهعنوان یک استراتژی برای ایجاد محیطی مساعد برای رشد و توسعه در نظر گرفته شود.
تعامل بین بازتوزیع و تسهیلگری
بازتوزیع و تسهیلگری هر کدام بهطور مستقل اهداف خاص خود را دنبال میکنند، اما در عمل، این دو رویکرد باید بهطور هماهنگ با یکدیگر عمل کنند. درواقع، تسهیلگری میتواند زمینهساز بازتوزیع مؤثرتر شود. چرا که با سادهتر شدن فرآیندهای اقتصادی و اجتماعی، فرصتهای بیشتری برای اقشار مختلف جامعه فراهم میشود تا از منابع و خدمات بهرهمند شوند. بهعبارت دیگر، تسهیلگری میتواند بهعنوان ابزار کارآمدی برای بازتوزیع منابع عمل کند.
برای مثال، در برخی کشورها، فرآیندهای پیچیده و طولانیمدت برای دریافت مجوزهای کسبوکار یا راهاندازی صنایع وجود دارد که این میتواند مانع از توسعه بخش خصوصی و افزایش اشتغال شود. با تسهیلگری، این فرآیندها سادهتر شده و افراد بیشتری قادر خواهند بود به منابع دسترسی پیدا کنند و فعالیتهای اقتصادی خود را آغاز کنند. به این ترتیب، از یک سو فرآیند بازتوزیع درآمد به شکل مؤثرتری انجام میشود و از سوی دیگر، انگیزههای اقتصادی برای بخشهای مختلف جامعه ایجاد میشود.
تجربیات جهانی در تسهیلگری
تجربیات جهانی نشان میدهد که تسهیلگری میتواند نقشی مهم در توسعه اقتصادی و اجتماعی ایفا کند. برای مثال، دولتها در کشورهایی همچون ژاپن، چین و کره جنوبی با تسهیلگری در صنایع نوین و تولید محصولات با تکنولوژی پیشرفته، زمینههای رشد اقتصادی و اشتغالزایی را فراهم کردهاند. این کشورها با استفاده از ابزارهای تسهیلگری توانستهاند بخشهای خصوصی و دولتی را بهطور همزمان تقویت کنند و توسعه صنعتی را در اولویت قرار دهند.
اما این نکته بسیار مهم است که تسهیلگری بهتنهایی نمیتواند به موفقیت منجر شود، مگر اینکه با تنظیمگری و نظارت مناسب همراه باشد. دولتها باید ضمن تسهیل فرآیندهای تولید و سرمایهگذاری، بهطور مستمر نظارت کنند تا اطمینان حاصل شود که این فرآیندها بهطور عادلانه و به نفع عموم مردم پیش میرود. در غیر این صورت، ممکن است بخش خصوصی بهجای ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی، صرفاً به سودآوری خود بپردازد و در نهایت، نابرابریهای اجتماعی افزایش یابد.
نتیجهگیری
در نهایت، میتوان گفت که بازتوزیع و تسهیلگری دو ابزار کلیدی در حکمرانی هستند که باید در هماهنگی با یکدیگر بهکار گرفته شوند. این دو رویکرد نه تنها باید در راستای تحقق رفاه اجتماعی و کاهش نابرابریها عمل کنند، بلکه باید فرآیندهایی را فراهم آورند که به رشد و توسعه پایدار کمک کنند. تسهیلگری میتواند بهعنوان ابزاری برای تقویت بازتوزیع منابع و توسعه اقتصادی و اجتماعی عمل کند و به این ترتیب، جامعه را به سمت عدالت و رفاه بیشتر هدایت کند.
در نهایت، آنچه که اهمیت دارد، این است که حکمرانی باید بهطور جامع و هماهنگ بهدنبال ایجاد محیطی مناسب برای توسعه اجتماعی و اقتصادی باشد. برای این منظور، سیاستگذاری و تنظیمگری بهطور مستمر باید بهروز و بر اساس نیازهای روز جامعه صورت گیرد و از ابزارهای تسهیلگری و بازتوزیع بهطور مؤثر استفاده شود.
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.
