چهارشنبه , ۱۷ دی ۱۴۰۴

تحلیل انسان‌شناختی فطری در حکمرانی حکمی

انسان‌شناختی فطری

تحلیل انسان‌شناختی فطری در حکمرانی حکمی: راهی برای حکمرانی انسانی و متعالی

انسان‌شناسی فطری در حکمرانی حکمی به بررسی نیازها، قابلیت‌ها و ساحت‌های مختلف وجود انسان پرداخته و به‌دنبال الگویی حکمرانی است که تمامی ابعاد مادی، معنوی و اجتماعی انسان را در نظر بگیرد. این تحلیل، مسیر انسان را از نفس اماره تا نفس مرضیه ترسیم می‌کند و به‌عنوان مبنای حکمرانی اسلامی، به‌دنبال ارائه راهکارهایی است که جامعه را در مسیر رشد و تعالی قرار دهد. در این مقاله، با بررسی دقیق مفاهیم قرآنی و فلسفی، چگونگی شکل‌گیری حکمرانی بر اساس فطرت انسانی را بررسی می‌کنیم.

مقدمه

انسان‌شناسی فطری در حکمرانی حکمی، مفهومی است که در بطن آن نه تنها به ساحت‌های مختلف وجود انسان پرداخته می‌شود، بلکه با درک عمیق از نیازها و قابلیت‌های انسان، الگوهای حکمرانی متناسب با آن طراحی می‌شود. این بحث به‌ویژه در فلسفه حکمرانی اسلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، چرا که در آن انسان به‌عنوان موجودی با ساحت‌های روحانی و جسمانی، همراه با نیازها و گرایش‌های مختلف، مورد توجه قرار می‌گیرد. در این یادداشت تلاش خواهیم کرد تا با تحلیل دقیق مبانی انسان‌شناختی فطری، رابطه آن با حکمرانی حکمی را به‌طور روشن و شفاف تبیین کنیم.

انسان در نگاه توحیدی: ترکیب جسم و روح

در انسان‌شناسی توحیدی، انسان نه تنها یک موجود مادی و طبیعی است، بلکه دارای ساحت‌های روحانی است که او را از سایر موجودات متمایز می‌سازد. این دیدگاه بر اساس آیات قرآن کریم بیان می‌شود که از مراتب مختلف انسان و تکامل آن صحبت می‌کند. انسان در مراحل آفرینش خود، از یک موجود خاکی به موجودی نفسی و روحانی تبدیل می‌شود که در آن جسم و روح به‌طور عمیق با هم ترکیب شده‌اند. در قرآن، این فرآیند به‌وضوح با آیه «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَهٍ مِنْ طِینٍ» بیان می‌شود که نشان‌دهنده آغاز خلقت جسمانی انسان است و بعد از آن مرحله دمیدن روح در بدن به‌عنوان تکامل روحانی انسان مطرح می‌شود. در این راستا، انسان به‌عنوان موجودی ترکیبی از جسم و روح، خود را در مسیر رشد و تکامل قرار می‌دهد که این رشد هم در سطح فردی و هم اجتماعی نمود پیدا می‌کند.

 انسان و فطرت: شناخت درونی و نیازهای فطری

انسان از لحاظ فطری دارای یک مجموعه از گرایش‌ها و نیازهای ذاتی است که به‌طور طبیعی در وی وجود دارد. این فطرت انسانی به‌عنوان سرشتی است که در قرآن نیز از آن یاد شده است. آیه «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» اشاره به این دارد که فطرت انسان غیرقابل تغییر است و انسان به‌طور ذاتی با یک گرایش به سوی حق و حقیقت آفریده شده است. این فطرت در مسیر زندگی انسان خود را در قالب نیازهای مختلف جسمانی، معنوی و اجتماعی بروز می‌دهد.

این نیازها به‌طور شبکه‌ای با یکدیگر در ارتباط هستند و نمی‌توان آن‌ها را به‌صورت تک‌بعدی و هرم‌گونه مانند نظریات غربی تحلیل کرد. به عبارت دیگر، انسان نه‌تنها نیازهای مادی دارد، بلکه نیازهایی همچون نیاز به محبت، امنیت معنوی، رشد اخلاقی و تعالی روحانی نیز در وی نهفته است. این شبکه پیچیده از نیازها، انسان را به سوی یک نوع حکمرانی فطری هدایت می‌کند که بتواند تمام این ساحت‌ها را در نظر بگیرد و در قالب یک مدل جامع به آن پاسخ دهد.

مراتب نفس انسان: از نفس اماره تا نفس مرضیه

قرآن کریم مراتب مختلفی برای نفس انسان بیان کرده است که هر یک از آن‌ها بیانگر سطوح مختلف رشد و تکامل درونی انسان هستند. این مراتب از پایین‌ترین سطح (نفس اماره) تا عالی‌ترین سطح (نفس مرضیه) تقسیم می‌شوند. در مرتبه نخست، نفس اماره انسان به‌عنوان نیرویی که انسان را به سوی بدی و گناه می‌کشاند، شناخته می‌شود. در مراحل بعدی، انسان در مسیر رشد قرار می‌گیرد و به مرتبه نفس لوامه (سرزنشگر) می‌رسد که خود را پس از انجام خطا سرزنش می‌کند. در مراتب بالاتر، نفس انسان به مرحله‌ای می‌رسد که در آن به‌طور کامل به خوبی‌ها و فضیلت‌ها متمایل است و در نهایت به نفس مرضیه، که حالت رضایت و آرامش درونی است، دست می‌یابد.

این مراتب نه‌تنها در زندگی فردی انسان تأثیرگذار هستند، بلکه در شکل‌گیری حکمرانی نیز نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. حکمرانی باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که انسان را در مسیر تکامل از نفس اماره به سمت نفس مرضیه هدایت کند. این مسأله در تنظیم سیاست‌ها و تصمیم‌گیری‌ها در سطح جامعه نیز باید مدنظر قرار گیرد.

حکمرانی حکمی: پاسخگویی به نیازهای فطری انسان

حکمرانی حکمی باید بر اساس شناخت دقیق از انسان و نیازهای فطری او شکل گیرد. برای رسیدن به این هدف، حکمرانی باید نه‌تنها به نیازهای مادی انسان توجه کند، بلکه به ابعاد معنوی و اخلاقی زندگی انسان نیز اهمیت دهد. این نوع حکمرانی نمی‌تواند تنها بر پایه مفاهیم دنیوی مانند رفاه مادی یا امنیت اجتماعی بنا شود، بلکه باید در کنار این مسائل به رشد اخلاقی و معنوی افراد نیز پرداخته شود.

در این مسیر، حکمرانی باید به‌گونه‌ای باشد که به انسان‌ها کمک کند تا از نفس اماره و خودخواهی عبور کنند و به نفس‌های مطمئن و راضی دست یابند. این امر تنها با تأسیس یک سیستم حکومتی که بر اساس فطرت و شناخت درونی انسان طراحی شده باشد، ممکن است.

نتیجه‌گیری

در نهایت، انسان‌شناسی فطری در حکمرانی حکمی نه‌تنها به‌عنوان یک مبنای نظری در عرصه حکمرانی عمل می‌کند، بلکه به‌طور عملی در تنظیم سیاست‌ها و برنامه‌ها نیز تأثیرگذار است. حکمرانی که با توجه به این مبانی طراحی شود، قادر خواهد بود به تمامی ابعاد وجودی انسان توجه کند و او را در مسیر رشد و تعالی هدایت نماید. در این راستا، حکمرانی باید تمامی ابعاد نیازهای مادی، معنوی، فردی و اجتماعی انسان را در نظر بگیرد تا به یک جامعه متعالی و انسانی دست یابیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *