
مقدمه: تغییرات بنیادین در حکمرانی معاصر
حکمرانی در دنیای امروز دیگر فقط به معنای مدیریت دولتی و انجام وظایف اجرایی از سوی دولتها نیست. در دنیای مدرن، حکمرانی به مفهومی پیچیدهتر و چندجانبه تبدیل شده است که شامل تعامل بخشهای مختلف جامعه، از دولتها تا بخشهای خصوصی و نهادهای مدنی، میشود. این تحول به وضوح در دهههای اخیر، بهویژه پس از جنگ جهانی دوم، نمود یافته است. مفاهیم جدیدی مانند حکمرانی نوین به ظهور رسیدهاند که تأکید دارند بر نقش بیشتر نهادهای غیردولتی و مشارکت گستردهتر مردم در فرآیندهای تصمیمگیری و اجرای سیاستها.
حکمرانی نوین: فراتر از دولتداری
در دنیای معاصر، حکمرانی به چیزی فراتر از وظایف سنتی دولتها تبدیل شده است. این مفهوم که در گذشته محدود به فعالیتهای دولتها میشد، اکنون به یک فرآیند مشارکتی تبدیل شده است که شامل نهادهای مختلف، از جمله بخش خصوصی و جامعه مدنی، میشود. دولتها دیگر تنها نهاد مسئول در فرآیند حکمرانی نیستند، بلکه بهعنوان هماهنگکننده و تسهیلکننده عمل میکنند. به عبارت دیگر، در حکمرانی نوین، مشارکت همه کنشگران اجتماعی بهویژه در تصمیمگیریهای کلان ضروری است.
این تغییر از آنجا نشأت میگیرد که در دنیای امروز، مشکلات جهانی مانند تغییرات اقلیمی، بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، و تحولات فناوریای که با سرعت بسیار بالا اتفاق میافتند، نمیتوانند تنها توسط دولتها مدیریت شوند. برای حل این مسائل، نیاز به همکاری و هماهنگی بیشتر بین نهادهای مختلف و حتی کشورهای مختلف است.
چالشهای حکمرانی در دنیای امروز
یکی از بزرگترین چالشهای حکمرانی نوین در دنیای معاصر، عدم قطعیت است. تغییرات سریع و غیرقابل پیشبینی در دنیای امروز باعث شده است که هیچکس نتواند آینده را بهطور دقیق پیشبینی کند. این عدم قطعیت، ضرورت انعطافپذیری بیشتر و سرعت در اتخاذ تصمیمات را آشکار میسازد. بهویژه اینکه دیگر برنامهریزیهای استراتژیک بلندمدت کارآمد نیستند، چرا که شرایط بهطور مداوم تغییر میکنند و سیستمها باید خود را به سرعت با آنها تطبیق دهند.
چالش دیگر حکمرانی نوین، تلاطمها و بحرانهای جهانی است. بحرانهای اقتصادی، جنگها، بحرانهای زیستمحیطی، و تهدیدهای جهانی، همه و همه باعث شدهاند که حکمرانی به فرایندی بسیار پیچیدهتر تبدیل شود. در این شرایط، دولتها باید بتوانند بهطور مؤثر با نهادهای بینالمللی همکاری کرده و در عین حال بر اساس نیازهای داخلی و شرایط اجتماعی خود تصمیمگیری کنند. این هماهنگی و همکاری، از آنجایی که به مسائل فراملی و جهانی میپردازد، همزمان با چالشهای اجتماعی و اقتصادی داخلی جوامع روبروست.
مشارکت مردمی: از نظریه تا عمل
یکی از ارکان حکمرانی نوین، مشارکت مردم است. مشارکت سیاسی و اجتماعی یکی از مؤلفههای اصلی در این نوع حکمرانی به شمار میآید. اگرچه در گذشته، بهویژه در نظامهای دولتی سنتی، دولتها تصمیمگیرندگان اصلی بودند، اما در حکمرانی نوین، همگان باید در فرآیندهای تصمیمگیری دخالت داشته باشند. مردم بهویژه از طریق نهادهای مدنی میتوانند نقش موثری ایفا کنند. برای مثال، در بسیاری از جوامع امروزی، نهادهای غیردولتی بهعنوان همکارانی برای دولتها در فرآیندهایی مانند حفاظت از محیط زیست، ارتقاء حقوق بشر، و آموزش عمومی عمل میکنند.
این مشارکت مردمی به ویژه در زمینههای اجتماعی و اقتصادی اهمیت بسیاری دارد. در فرآیند حکمرانی نوین، مردم دیگر صرفاً مصرفکنندگان تصمیمات دولتی نیستند، بلکه بهطور فعال در شکلدهی به این تصمیمات مشارکت دارند. این رویکرد باعث افزایش شفافیت، پاسخگویی و کارآمدی در فرآیندهای اجرایی میشود. بهطور مثال، استفاده از نظرات عمومی در زمینههای مختلف از سیاستهای اقتصادی گرفته تا تصمیمات مربوط به بهبود زیرساختها و خدمات اجتماعی، میتواند به موفقیت بیشتر برنامهها کمک کند.
حکمرانی در دنیای جهانیشده
دنیای امروز بهطور فزایندهای به یک فضای جهانیشده تبدیل شده است. کشورها دیگر نمیتوانند مسائل داخلی خود را بهطور کامل به تنهایی مدیریت کنند. جهانیشدن باعث ایجاد یک نوع وابستگی متقابل بین کشورها شده است که در آن، مشکلات و چالشهای یک کشور میتواند تأثیر زیادی بر کشورهای دیگر بگذارد. این وابستگی متقابل بهویژه در زمینههای اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی دیده میشود.
در چنین دنیایی، حکمرانی دیگر نمیتواند فقط در سطح ملی انجام شود. کشورها باید با یکدیگر همکاری کنند و نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل و بانک جهانی در فرآیند حکمرانی جهانی نقش کلیدی ایفا میکنند. در این راستا، همکاریهای بینالمللی برای مدیریت بحرانها، مقابله با تغییرات اقلیمی، و اجرای سیاستهای مشترک ضروری است. این رویکرد در حکمرانی جهانیشده به معنای پذیرش مسئولیتهای مشترک در حل مشکلات جهانی است.
حکمرانی اسلامی در عصر جدید
حکمرانی اسلامی، بهویژه در دنیای معاصر، خود نیاز به بازتعریف دارد. در حالی که مفهوم حکمرانی در گذشته بیشتر در چارچوبهای سنتی و دینی بررسی میشد، امروزه این مسئله به چالشی پیچیده تبدیل شده است که باید با توجه به شرایط جهانی و نیازهای اجتماعی و اقتصادی نوین، تبیین شود. در این راستا، مفهوم «دولت اسلامی» و «حاکمیت اسلامی» در دنیای امروز، باید از نو بازنگری شده و متناسب با تغییرات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دنیا تعریف شود.
بسیاری از کشورها و جوامع اسلامی در تلاشند تا اصول اسلامی را در فرآیندهای حکمرانی خود بهکار گیرند. این به معنای تلفیق آموزههای دینی با نیازهای روز جامعه است. در این زمینه، مسائل مختلفی از جمله عدالت اجتماعی، حقوق بشر، و تأمین رفاه عمومی با توجه به اصول اسلامی باید بهطور همزمان و در تعامل با اصول جهانی بررسی و اجرایی شوند.
نتیجهگیری: حکمرانی نوین، ضرورت تطبیق و نوآوری
در نهایت، حکمرانی نوین به یک ضرورت اساسی برای مواجهه با چالشهای پیچیده دنیای امروز تبدیل شده است. این تحول، از حکمرانی دولتی به حکمرانی مشارکتی، نیازمند بازتعریف مفاهیم کلیدی است که بر اساس آن، دولتها، بخش خصوصی، و نهادهای مدنی بتوانند بهطور هماهنگ و مشترک عمل کنند. تغییرات جهانی و تحولات اجتماعی و اقتصادی، حکمرانی را به فرآیندی پویا و تطبیقی تبدیل کرده است که باید خود را با شرایط جدید وفق دهد. در این میان، اهمیت مشارکت مردمی، حکمرانی عادلانه و اخلاقی، و همکاریهای بینالمللی در فرآیندهای حکمرانی بهویژه در دنیای جهانیشده غیرقابل انکار است.
فقه حکمرانی سایت فقه حکمرانی به بررسی علمی و نوآورانه یکی از شاخههای نوپای فقه اسلامی میپردازد. فقه حکمرانی علم جدیدی است که در حال شکلگیری و تولد است و به زودی میتواند مبنای جدیدی برای تحلیل مسائل حکومتی و مدیریتی از منظر دینی ارائه دهد. این علم، بر اساس اصول دینی و فقهی، به دنبال راهکارهایی است که میتواند در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری حرفهای تازهای برای بهبود و توسعه جوامع اسلامی داشته باشد.